مرتضى راوندى
565
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
بعضى اوقات ، مىشد گارى در وسط برف يا گلگير مىكرد . آنوقت ، همهء مسافرين بايد پياده شوند و هنوهون بكنند و زور بزنند تا گارى را دوباره راه بيندازند و خودشان هم از نفس بيفتند . » « 1 » وضع ارابهها : ابن بطوطه كه در نيمهء اول قرن هشتم سفر تاريخى خود را شروع كرده است ، در توصيف ارابههاى شهر قرم ( واقع در كريمه ) مىنويسد : « ارابهها هركدام چهار چرخ بزرگ دارند و بوسيلهء دو يا چند اسب كشانده مىشوند ، و گاهى بنا به اقتضاى وضع ارابه و سبكى و سنگينى آن ، بجاى اسب ، گاو يا شتر به آن مىبندند . راننده روى يكى از اسبها مىنشيند و اين اسب را زين مىگذارند . راننده شلاقى به دست دارد كه براى راه بردن اسبها پيوسته مىجنباند و چوب بزرگى ، براى جلوگيرى از انحراف ارابه به كار مىرود . روى ارابه چيزى قبه مانند مىگذارند و چادرى روى آن مىكشند . كسى كه داخل آن است مىتواند هرطور دلش بخواهد ، بخوابد يا به خوردن و نوشتن بپردازد . ارابههاى بارى نيز اتاقكى شبيه آن دارند كه در آن مقفل است . من براى خودم ، ارابهاى تهيه كردم كه سقف آن نمدپوش بود و با كنيزم در آن نشستم . . » « 2 » يك ارابهء مجلل : ابن بطوطه ، در سفرنامهء خود ، از حركت خاتون و ارابهء زيباى او سخن مىگويد سراپاى ارابهء خاتون با روپوش كبود رنگ عالى ، تزيين شده و پنجرههاى آن باز بود . داخل ارابه ، قبهاى دارد كه از نقرهء مذهب يا از چوب مرصع ساخته شده است . اسبهاى ارابه با پوششهاى ابريشم زربفت تزيين گرديده و راننده كه « قشى » ناميده مىشود ، بر يكى از اسبها سوار مىشود . يكى از خانمهاى مسن كه اولو خاتون ( خانم بزرگ ) ناميده مىشود در طرف راست خاتون مىنشيند ، و زنى ديگر در طرف چپ او قرار مىگيرد ، و شش كنيز كوچولوى خوشكل و با كمال از پيشرو و دو تن ديگر از پشتسر مىنشينند . هركدام آنها در حدود 50 كنيز دارند كه سواره حركت مىكنند . پيشاپيش ارابهها حدود 20 تن از زنان مسن سوار بر اسب بين ارابهء خاتون و پيشخدمتها حايل مىشوند . و بدنبال همه ، در حدود صد تن غلام بچه در حركت مىباشند . پيشاپيش پيشخدمتها صد تن از بزرگان ممالك سوار بر اسبند و نيز در حدود صد تن پيادهء چماق بر دست و شمشير بر كمر ، بين عمدهء سوار و پيشخدمتها حركت مىكنند . ترتيب هريك از خاتونها در رفتوآمد به همين قرار است كه توصيف كرديم . « 3 » هدف مردم از سفرها : به نظر حجة الاسلام غزالى ، سفر پنج قسم است : اول : سفر در طلب علم كه اين سفر فريضه است و هركه براى فراگرفتن علم از شام تا يمن سفر كند و كلمهاى بياموزد ، سفر او ضايع و باطل نباشد . سفر براى علم ، بر سه وجه است : وجه اول ، سفر براى آموختن علم شرع است . وجه دوم ، سفر براى خويشتنشناسى است . هركس رنج سفر را بر خود هموار كند تا از اين راه خويشتن را بشناسد و صفات مذموم خود را اصلاح كند ، كارى مهم انجام داده
--> ( 1 ) . مجتبى مينوى ، داستانها و قصهها . ص 110 . ( 2 ) . سفرنامهء ابن بطوطه ، پيشين . ص 323 - 322 ( به اختصار ) . ( 3 ) . ر ك : همان . ص 333 .